-
تکرار تاریخ!
پنجشنبه 20 شهریور 1393 12:53
دینگ دانگ و چنین شد که بعد ۱۳ سال تاریخ تکرار شد و برادرزاده جان دوره لیسانس به همان دانشگاهی میرود که ۱۳ سال پیش من رفتم... هرچند در رشتهای دیگر!
-
سیمین بهبهانی
چهارشنبه 29 مرداد 1393 00:37
یکی از معاصرانی که سرودههایش را بسیار دوست دارم روزی که گذشت این بانوی خوش ذوق از میان ما رفت... روحش شاد
-
یک ماه استرس!
چهارشنبه 22 مرداد 1393 14:58
و بالاخره یک ماه استرس و درس و فشار بخاطر یک امتحان سنگین از روی جونمون برداشته شد... هرچند امتحان عجیب غریب برگذار شد اما حداقل بخاطر تموم شدن این وضعیت خوشحالم، بدین ترتیب آخرین امتحان آموزشی دوره دکترای بنده هم تموم شد حالا البته جامع که امتحانی جامع و سنگین و البته مسخرست هم در پیشه...
-
ایشون یازده سالشونه...
پنجشنبه 9 مرداد 1393 19:26
این « خبر » واقعا چشام رو گرد کرد... یه آدم چقدر میتونه بزرگ باشه حتی وقتی شناسنامهای کوچیکه!
-
31م تیر 1393
سهشنبه 31 تیر 1393 00:00
تشکیل آخرین کلاس عمر دانشجوییم
-
زود تند سریع...
جمعه 6 تیر 1393 00:56
انگار همین دیروز بود... من تقریبا یه ساعتی زودتر میرسیدم خونه... برا اینکه مامان بتونه به درست کردن نهار ظهر برسه یه ساعت براش شکلک درمیاوردم که گریه نکنه... گاهی یه مگس سمج پیدا میشد روی صورتش مینشست... شاید یه سالش نشده بود نمیتونست مگس رو پر بده... شایدم نمیدونست که این حس خارش بخاطر مگسه و باید پرش بده... در...
-
من و دندون کَن (۲) و (۳)
چهارشنبه 13 فروردین 1393 21:03
خب با کمی تاخیر این ماجرای نوبتهای بعدی رو میگم: نوبت دوم رو که پیشش رفتم قرار بود دوتا (سه تا؟) دندون از قسمت جلویی و فک پایین رو پر کنه که این دفعه دیگه ترسم کمتر بود و مثلا برای آمپول تقریبا مطمئن بودم که خوب میزنه و خب همونطور هم بود... اما اول کارش داشتم با خودم میگفتم که این خداییش خیلی خوبه و توی تجربههای...
-
من و دندون کَن (۱)
پنجشنبه 7 فروردین 1393 00:51
خب امروز(درواقع دیروز) غروب زمان موعود فرا رسید و بنده رفتم مطب دندونپزشک گرامی، بعد رو صندلی انتظار نشسته بودیم و حالا این منشی هم گویا پشت میز دکتر و داخل همون اتاق کار دکتر میشینه و کلا بیرون بیا نیست اما خب چون واضح بود بیمار داره ما (دادش منو رسونده بود و هرچی هم بهش گفتم تو برو الاف نشو نرفت که نرفت) همون بیرون...
-
ترس، خودانکاری، دندون!!
چهارشنبه 6 فروردین 1393 02:50
اول از همه آرزومندم که روزهای خوبی رو گذرونده باشید و روزهای بهتر و شادتری رو در پیش رو داشته باشید. والا من الان که این متن رو مینویسم سرماخوردگی دارم!! بله اینجوریه که ۶ماه توی اون قطبستان سرمانخوردم بعد ۵ روز تو شهر خودم بودم و سرماخوردم و اما از هر چه بگذریم از دندون نمیشه گذشت که البته متاسفانه دندونهای من این...
-
اولین روز بهار ۱۳۹۳ مبارکـ باد
جمعه 1 فروردین 1393 12:13
بهار بهترین بهانه برای آغاز، و آغاز بهترین بهانه برای زیستن است آغاز بهار بر همه بخصوص دوستان عزیزم مبارکـ باد امیدوارم سال نو سالی زیباتر و شادتر و پربارتر از گذشته برایتان باشد سرنای نوروز کاری زیبا از گروه رستاک: لینک یوتیوب لینک دانلود (۴۵ مگابایت)
-
ادامهای بر پست قبل...
پنجشنبه 26 دی 1392 20:30
خب اولش در یک خط کل حرفی که در اون چند صد بیت فروغ گفته رو بگم و بعد برم ادامه ماجرا: فروغ درواقع از این دید نگاه کرده که میشه از خدا گله کرد بخاطر اینکه ما در یه جبر احاطه شدیم و اختیاری خارج از جبری که توش گیر کردیم برامون نیست، در قسمت زیادی از شعرش این موضوع رو با این مثال شرح داده که شیطان داره گله میکنه که من...
-
این شعرو چند روز پیش داداشم بهم گفت خوندی یا نخوندی؟
دوشنبه 23 دی 1392 20:17
اونروز که داداش بهم گفت ذهنم درگیر بود و خونه هم شلوغ سعی کردم بخونمش ولی دیدم تمرکز ندارم گفتم باشه بعدا... تا اینکه امروز گفتم بخونمش ببینم چرا داداش اینو بهم داد بخونم، یه ذره طولانیه ولی جالبه، فروغ هم گیرهایی میده هاااااااا!! الکی نیست بعضیا چشم دیدنشم ندارن!!! عصیان ( بندگی ) بـــر لـــبـــانــم ســایــه ای از...
-
وسواس!
دوشنبه 16 دی 1392 23:19
خب برای روشن شدن اذهان عمومی آخر پست قبلیم رو توضیح میدم شما نظر بدید که آیا من عادیم یا نه؟ ما توی خونمون سیستممون اینه که هرکسی از لیوان خودش استفاده میکنه و به قول معروف لیوان دهنی استفاده نمیکنیم، همینطور مثلا سر سفره غذا هر بشقابی قاشق داره هر کاسه ماستی و هرچیزی که سر سفره باشه قاشق یا چنگال داره (البته بجز...
-
روزهای در خانه و ترمی که گذشت...
شنبه 14 دی 1392 13:58
از هفته پیش اومدم خونه، روزهای قبل که داداش هم از مشهد اومده بود و جمعمون جمع بود اما از امروز خلوتتر شده. قراره یکی دو هفته بمونم و بعد برگردم روزهای آخر حضور در دانشگاه هم درگیر خوندن برای اولین پایانترم دوره دکتری بودم... خب خدا رو شکر بدک نشد اما میتونست بد بشه که شانس آوردم چون دقیقا یه سوال دو نمرهای رو صبح...
-
برف بدون شرح!
شنبه 30 آذر 1392 16:20
-
جشن مهر در آستانه آذر
دوشنبه 4 آذر 1392 03:54
-
در کسوت دانشجویی
جمعه 10 آبان 1392 12:36
با سلام و تشکر از لطف همه دوستان اول از همه بگم که ناپیدا بودم چون توی خوابگاه نت نداریم و نت دانشگاه رو هم هنوز یوزرهامون رو فعال نکردن، من هم بالاخره از چند روز پیش که یکی از بچه ها طرح های همراه اول رو بهم گفت با موبایلم به اینترنت وصل میشم ولی طرح شبانشو گرفتم که اولش یعنی ۲۳ تا حدودهای ۰۰:۳۰ خیلی افتضاحه، حالا...
-
سریع نوشت
جمعه 22 شهریور 1392 11:04
سلام به دوستان گلم من هفتهای که گذشت رو به مسافرت و ثبتنام گذروندم، از اونجایی که هنوز تشکیل کلاسها در هفتهای که در پیش رو داریم معلوم و مشخص نیست، نمیشد برگردم شهرستان و بجاش برگشتم تهران، و از اونجا که لپ تاپم هم فعلا خرابه و باید یه فکری یا برای اون و یا برای خرید لپ تاپ جدید بردارم فعلا دسترسیم به اینترنت...
-
آخرین خبرها!!
سهشنبه 12 شهریور 1392 21:56
آخرین خبرها حاکی از اینه که گویا خداوندگار عالمیان دیشب خط آخر (و قسمت سانسور شده) پست قبلی بنده رو خونده بود و تغییری در زندگی بنده ایجاد کرد و اون اینکه خوب یا بد بالاخره قله آزمون دکترا رو به سلامت فتح کردم و ترم آینده بجای استادی باید در لباس دانشجویی در کلاس درس حاضر بشم. تجربهای جدید در شهری دور و سرد اما با...
-
ترم تابستونی
سهشنبه 12 شهریور 1392 00:09
دو هفته پیش مثل امروز آخرین جلسه کلاس ریاضی رو برگزار کردم و هفته قبل هم مثل فردا امتحان پایانترم بود، و امشب هم نمرات رو ثبت کردم، نتیجه اینکه تجربهای شد که دیگه ترم تابستونی برندارم، فاجعه بود فاجعه... و من الان اصلا حالم خوش نیست چون نمیدونم در این فاجعه مقصرم یا نه؟ واقعا کی این سیستم آموزشیمون میخواد درست...
-
استلا
شنبه 26 مرداد 1392 04:48
خوب با توجه به پ.ن. پست قبلی به این نتیجه رسیدم که هر از چندگاهی که در سکوت به سر میبرم و حرفی برای گفتن ندارم با گذاشتن مطالبی که به نظرم جالب میاد و یا لینک به مطالبی که به نظرم جالب بوده وبلاگم رو از حالت سکون در بیارم و سرزندهترش کنم. خب این اولین پستم در این راستاست، برید سراغ ادامه مطلب چند روز پیش بصورت...
-
عید فطر...
جمعه 18 مرداد 1392 14:09
عید فطر آمد و ما شاد گشتیم و جهانی هم شاد گشتند، عید رو به همه دوستان تبریک میگم، من که اصلا اول ماه رمضون باورم نمیشد اینقدر زود ماه رمضون شده باشه، باز ما با مامان بحث داشتیم که برات خوب نیست روزه گرفتن و اون هم همش انکار میکرد، ولی خب بالاخره به سلامتی این یک ماه گذشت. پ.ن.: الان که فکرشو میکنم میبینم اصلا نوشتنم...
-
اینجا همه چی درهمه
چهارشنبه 9 مرداد 1392 17:30
من الان نتم جیره بندیه یعنی به عبارتی نتمان قراره ۱۱م شارژ بشه و الان حجم خیلی کمی ازش مونده اینه که چون ترجیح میدم پول اضافی به حلق گشادشون نریزم خیلی کم وصل میشم تا مصرفی نداشته باشم. میگم این سرویس وبلاگ بلاگ اسکای چند اشکال اساسی داره: یکی اینکه لبخندکهاش با عبارات مرسوم یاهو تایپ نمیشه دویوم اینکه باید آیکیو بخرج...
-
خانهای بر باد
جمعه 4 مرداد 1392 23:32
سلام موقتی به اینجا اومدم و نمیدونم چه مدتی موندگار خواهم شد، اصلا این سرویسها با ذائقه من جور نیستند. اما خوب فعلا وقت کافی برای اینکار ندارم و همه سرویسهای وبلاگ درست درمون هم هیلترند.