X
تبلیغات
رایتل

روزهای در خانه و ترمی که گذشت...

شنبه 14 دی 1392

از هفته پیش اومدم خونه، روزهای قبل که داداش هم از مشهد اومده بود و جمعمون جمع بود اما از امروز خلوت‌تر شده.

قراره یکی دو هفته بمونم و بعد برگردم روزهای آخر حضور در دانشگاه هم درگیر خوندن برای اولین پایان‌ترم دوره دکتری بودم... خب خدا رو شکر بدک نشد اما میتونست بد بشه  که شانس آوردم چون دقیقا یه سوال دو نمره‌ای رو صبح امتحان به همراه صبحانه خوردن مرور و بررسی کردم و یه سوال دو نمره‌ای دیگه رو دقیقه نود به ذهنم رسید و نوشتم... حالا فکر کنید این ۴نمره اگر نبود احتمال زیاد افتاده بودم ولی الان بین مدعیان نمره ماکس هستم 

این ترم دوتا درس و دوتا استاد داشتیم، یکی خیلی جوان از لحاظ شناسنامه و البته متاسفانه بچه از نظر عقلی و دیگری کمی مسن و بسیار با اخلاق و مودب اما کمی تنبل و بی‌حافظه (دوتا ویژگی آخرش مثل خودمه ) در کل ترم بدی نبود حداقل کاراییش آشتی کردن من با ریاضیات بود و در این مدت حسابی اعتماد به نفسم در زمینه ریاضی برگشته و شاید بهتره بگم بالا رفته.

درمورد همکلاسی‌ها هم باید بگم ۸نفرن که سه تاشون آقا هستن، همه‌شون بچه‌های خوبی هستن... دو یا سه نفرشون (در مورد یکی از خانمها اطلاعات کافی دردسترس نیست) از من بزرگترن و بقیه کوچکترن، هرکدوم در یک ویژگی در درس خوندن و در ریاضی برجسته‌تره از بقیه، من و یکی از آقایون که استاد راهنمامون یکیه تونستیم گروه خوبی ایجاد کنیم و با هم روی درسها بحث و تبادل نظر می‌کنیم.

آهان یادم رفت بگم که تنها مجرد بین آقایون منم، دوتا از آقایون دوتا دخترخانوم خوشگل و ناز دارن، بین خانمها هم دو نفر متاهل داریم اما هنوز بچه ندارن.

نوبتی هم باشه نوبت هم اتاقی هاست، اونها هم بچه‌های خوبی هستن شاید تنها اشکال که البته اشکال منه و نه اونها  اینه که رشته من خیلی به کتاب و خوندن وابسته است اما رشته‌های اونها بیشتر به کارهای آزمایشگاهی یا میدانی و به همین دلیل درس خوندن تو کارشون نیست و زیاد فیلم میبینن!! یعنی فکر کنید من این چند سال تو خونه بودم فیلم زیادی ندیدم ولی الان توی این موقعیت درسی یه عالمه فیلم دیدم 

آهان یه ذره سیستم بددلی و وسواس و بهداشت و اینهامون هم به هم نمیخوره 

خوب فعلا برم سفره پهن بنمایم، تا بعد 

نظرات (5)
سلام سلام سلام
روزهای زمستانی‌تان به خیرو نیکی باد
موفقیت شما آرزوی ماست
اگه از من بپرسن که میگم نوبتی هم باشه نوبت شماست که آستین بالا بزنید و فرشته خوشبختی رو به خونتون دعوت کنید.
تمام دوران تحصیل در هر مقطعی که باشی با خاطراتش هست که شیرین و ماندگار میشه
اون قضیه بهداشت و اینا رو مشخص نکردین هرچمد ناگفته پیداست که اونا به شما نمیخورن.
پاسخ:
سلآاااااااااام
مرسی و همچنین
ممنونم از لطفی که به بنده دارین،
فرشته خوشبختی اگر راه خونمون رو بلد بشه که بد نیست :D
دقیقا خاطرات دوران تحصیل ماندگار میشن
مشخص میکنم :D
1-انشاا... که ماکسیمم میشید.
2- یاد استاد خودم افتادم تو دوره ارشد که رفتارهای بچگانه زیادی داشت.
3- چه خوب که با ریاضی اشتی کردید
4- مثل اینکه همکلاسیها و هم اتاقیهای خوبی دارید فقط اون فیلم دیدن هم خوبه هم بد.
5- حالا اونها وسواس دارن یا برعکسشه شما وسواس دارید.
پاسخ:
۱- نشدم :D البته خوشحالم که نشدم با ۲۵صدم فاصله
۲- متاسفانه این یکی توی نمره دادن به نهایت رسوند کارشو، دقیقا همون شخصی که یکی از بچه های قدیمی دانشگاه بنا به تجربه میگفت بیشترین نمره رو خواهد گرفت، بیشترین نمره رو گرفت. حالا دیگه بهتره از اینکه با چجور نمره‌ای یکی از همکلاسی‌ها رو انداخته حرفی نزنم.
۳- آری :)
۴- خیلی بده من خیلی وقتم اینجوری هدر میره
۵- :D توضیح میدم
خخخخخخخخخخخخخخخخخ ای جانم....من میدونممم که شما همیشه تو ریاضی صاحب نظرید و ایضا کامپیوتر ... دقیقا وقتی ادم میخواد همه چی درست پیش بره برعکسه و ادم فیلم اینا بیشتر می بینه!!! سیستم وسواس هم که در بین پسرا در یک جا بعیده و حالا این پسرها خوابگاهی باشن که دیگه دیگهههههههههههههه :-))))
پاسخ:
بلی بلی دقیقا [آیکون خودشیفتگی]
آره والا
عجبُ.بسی دلمان خواست دانشجوی دکتری باشیم
من اپم
پاسخ:
ایشالله بزودی :)
حتما سر میزنم
اها این سیستم بددلی نشون میده شما ادم راحتی هستین و وسواس ندارین و اونان که زیادی مرتبن درست متوجه شدم
پاسخ:
:D توضیح لازم شد
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد